روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
37
عبهر العاشقين ( فارسى )
كه مستقبح از آن امور اضافى است ، ورنه در عين قدم قبيح نيست . امّا صورت قهرش زشتتر نگاشته است ، و تو در حجاب توئى ، اگر تو از توئى بيرون آئى 10 ، حجاب قهر برخيزد ، و تو محض قدم بينى . لكن « 3 » در قدم آيت عدم نيست . به چشم صرف صرف قدم 11 نهبينى . در اين فصل محض اسرار گفتيم ، و به آب حكمت لوح خيال شستيم . هر كه لعل كان اللّه در كان لعل آن ترك نه بيند ، او را اين سخن مسلّم نيست ، و هر كه نور كبريا در چشم او نهبيند ، ميان عاشقان محرم نيست 12 . هر كه لالهء رخسار قدم در لالهزار روى او نه بيند از عشق بيگانه است ، و هر كه چنين سخن نداند ، نزد عاقلان عشق ديوانه است . ( 84 ) رايت « 10 » وصل دوست در خطّ « 1 / 10 » و خال آن مهرويست . گر ندانى ، در سطر صفت 13 بنگر كه چون گفت « 11 » « وَ نَحْنُ أَقْرَبُ 14 إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ » « 1 / 11 » ، « وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ » « 12 » . مگر آن غارتى را نديدى كه چون به چشم شوخ دلم را غارت كرد ، و نگارخانهء عشقم بجمال خود عمارت كرد ، خم گشت پشت همّتم در اين حرف پرغلط ، زيرا ز دست عشقش بگريختم . پاسبان « 15 » عشق او دلم را ملازم ، از آن بنعت عشق در دست آن ترك عاجزم . رباعية « 16 » : در عشق تو خفته همچو ابروى توأم « 17 » * زيرا كه نه مرد دست و بازوى توأم « 18 »
--> ( 3 ) لكن A : ليكن G . ( 10 ) رايت G : و رايت A . ( 1 / 10 ) خط A : خد G . ( 11 ) گفت A : فرمود كه G . ( 1 / 11 ) سورهء 50 ( ق ) آيهء 15 . ( 12 ) سورهء 56 ( الواقعة ) آيهء 84 . ( 15 ) پاسبان G : پاستان A . ( 16 ) رباعية G : شعر A . ( 17 و 18 ) توأم G : توم A .